عباس اقبال آشتيانى
172
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
پايتخت و دار الملك اسماعيليان ايران حساب مىشد . غير از رودبار الموت اسماعيليان در ولايت قومس ( سمنان و دامغان حاليه ) و قهستان نيز قلاع استوار متعدد داشتند . ادارهء اين قلاع كه به يكصد و پنجاه مىرسيده با يك نفر حاكم بود كه او را محتشم مىگفتند و اين محتشمان در مدّت حكومت و محتشمى زن با خود نداشتند و اين ترتيب گويا براى آن بوده كه همهوقت حاضر دفاع و فرار باشند و به چيزى و كسى بستگى پيدا نكنند . رودبار الموت كه محل عمدهء اجتماع اسماعيليان بود تا شهر قزوين شش فرسخ بيشتر فاصله ندارد و چون مردم قزوين هم به تسنن معتقد و در عقيدهء خود نيز راسخ و متعصب بودند غالبا بين اسماعيليه و اهالى قزوين نزاع و جدال درمىگرفت و ميان ايشان و فدائيان اسماعيلى پيوسته حال جنگ باقى بود . محمد بن علىّ بن طباطبا معروف بابن الطقطقى مؤلف كتاب معروف الفخرى مىگويد : « ملك امام الدين يحيى بن افتخارى براى من نقل كرد كه چون در قزوين بوديم شبها جميع اموال خود را از اثاثه و قماش و بار در سردابهائى كه در خانه داشتيم پنهان مىكرديم و از ترس دستبرد ملاحده چيزى بر روى زمين آشكار نمىگذاشتيم و چون صبح مىشد آنها را بيرون مىآورديم و شب ديگر عين اين عمل را تكرار مىكرديم ، كار مردم قزوين تا مدتها برداشتن كارد و اسلحه با خود بود و كار ملاحده دستبرد و آزار تا آنكه قاضى قزوين شمس الدين به خدمت قاآن رفت و براى تخريب قلاع ايشان قشون آورد . » ( ترجمه از كتاب الفخرى - ص 21 . ) « ثقات چنين روايت كردهاند « 1 » كه جملهء خلق و ساكنان شهر قزوين را سلاح تمام مرتب و آلات حرب مهيا باشد تا به حدى كه اهل بازار هريك را سلاح تمام در دوكان حاضر بودى و هر روز ميان قزوينيان و ميان ملاحدهء الموت جنگى مىبودى تا در اين عهد كه خروج چنگيز خان بود و استيلاى لشكر مغول بر عراق و جبال و قاضى شمس الدين [ احمد كافى ] قزوينى كه امام صديق و عالم با تحقيق بود چند كرّت از قزوين بجانب خطا سفر گزيده بود و رنج مفارقت اوطان تحمل كرده تا در وقت پادشاهى منگو خان كرّت ديگر نزديك او رفت و بطريقى كه دست داد استمداد نمود و حال شر ملاحده و فساد ايشان در بلاد اسلام بازگفت و چنان تقرير كردند كه در حضور منگو خان از راه صلابت مسلمانى و دين كلمات درشت گفت چنانچه
--> ( 1 ) - نقل از طبقات ناصرى - ص 411 ، 414 به عين عبارت .